پلوتارخ ( مترجم : كسروى )

133

ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )

در اين كه لاكيدومنيان بايستى به آتن بيايند آلكبياديس را بر پذيرايى ايشان گمارده بودند ، نيز سرپرستى دستگيرانى كه در جنگ پولوس « 1 » اسير افتاده بودند . او در عهده داشت . با اين همه چون آشتى در ميانه برپا گرديد و آن اسيران را آزاد نمودند همه نيكنامى بهره نيكياس گرديده و به او توجه بيشتر نموده مىشد ، بلكه در يونان در همه جا چنين مىگفتند جنگ را كه پريكليس آغاز كرده بود نيكياس به انجام آورد « 2 » الكبياديس از اين پيش‌آمد دل پر آتشى داشت و اين بود بر آن سرشد كه آن آشتى و همدستى را به هم بزند . نخستين كار او اين بود كه چون مردم آرگوس « 3 » لاكيدومنيان را دشمن داشته و هم از آنان ترس مىكردند از او پشتيبانى و نگهدارى خواستند و او در نهان وعده همه‌گونه پشتيبانى و ياورى به آنان داد . سپس چه از راه سفر به آنجا و چه به دستيارى نامه‌نويسى به پيشروان و سرشناسان ايشان بر اين وادارشان كرد كه از لاكيدومونيان رابطه خود را بريده چشم به سوى آتنيان دارند كه از صلح پشيمان مىباشند و به زودى آن را به هم خواهند زد . سپس چون لاكيدومنيان پيمانى با مردم بويوتيا بستند و پاناكتوم « 4 » را كه بايستى به آتنيان پس بدهند ندادند مگر پس از ويران كردن آن ، الكبياديس اين پيش‌آمدها را فرصت شمرد كه آتنيان را بشوراند . اين بود از نيكياس بدگويى آغاز كرده تهمتهاى بسيارى به او مىزد . از جمله مىگفت نيكياس چون سردار بوده دشمنانى را كه در جزيره سفاكتريا « 5 » گير افتاد راه رهايى نداشتند كوشش نكرده دستگير نمايد ، بلكه سپس كه ديگران آنان را دستگير كردند او كوشيده و رهايشان ساخته تا از اين راه هوادارى لاكيدومنيان را درست كند .

--> ( 1 ) . Pylos ( 2 ) . بايد دانست كه پس از زمان كيمون كه رشته اختيار آتن به دست پريكليس بود آتن بسيار نيرومند گرديده و با يك رشته از شهرهاى يونان دست به هم داده يك امپراطورى پديد آورده بود . همين موضوع باعث شد كه ميانه آتن و اسپارت دشمنى پيدا شده كار به جنگهاى خونريزانه بكشد كه يكى از آن جنگها در جايى به نام پولوس روى داد و از اسپارتيان اسيرانى بسيار به دست آتنيان افتاد . پس از آن جنگ بود كه فرستادگانى از اسپارت به آتن آمدند كه صلحى با هم بكنند و بدانسان كه در اينجا شرح داده مىشود الكبياديس مانع صلح گرديد . اين جنگها همان است كه به نام جنگهاى پلوپونيسوس معروف شده . ( 3 ) . Arglus ( 4 ) . Panactum ( 5 ) . Sphacteria